«فرزند صبح»
پنجشنبه بیست و ششم دی 1387| سرنوشت نمايش عمومي «فرزند صبح» هنوز معلوم نيست محمدرضا شرف الدين: پيگير هستيم تا «فرزند صبح» به جشنواره فجر امسال برسد | |
![]() | |
سينماي
ما- تهيه کننده «فرزند صبح» خبر داد پيگير است اين فيلم در جشنواره فيلم
فجر حضور داشته باشد. اين سخن در حالي از سوي محمدرضا شرف الدين عنوان شد
که چندي پيش اعلام کرده بود اين پروژه به خاطر مشکلات مالي امسال هم به
جشنواره نمي رسد. اين چهارمين سال است که قبل از آغاز جشنواره خبرهايي از
رسيدن يا نرسيدن فيلم به جشنواره در مطبوعات منتشر مي شود. شرف الدين با
اعلام رسيدن فيلم به جشنواره گفت؛ «مشکلات مالي کار در شرف حل شدن است و
به صورت جدي پيگير هستيم تا فيلم به جشنواره فجر برسد.» او چندي پيش ضمن
گلايه از مشکلات مالي گفت؛ «اين پروژه با مبلغي بالغ بر چهار برابر برآورد
مصوب به پايان مي رسد و تنها نهاد حامي آن به رغم مشکلات سياسي، اقتصادي
خود تاکنون آن را حمايت کرده است.» به گزارش ايسنا او درباره مراحل فني
فيلم چنين توضيح داد؛ «صداگذاري در حال انجام است و گويندگان کار مشخص شده
اند و طي روزهاي آينده ضبط صداها به سرپرستي بهرام زند آغاز مي شود.» تهيه
کننده اين پروژه همچنين درباره سازنده موسيقي متن فيلم گفت؛ «در حال
مذاکره هستيم و طي چند روز آينده آهنگساز فيلم هم معرفي مي شود.» «فرزند
صبح» تولد تا هفت سالگي حضرت امام خميني(ره) و همچنين بخش هايي از 63
سالگي امام (ره) بعد از 15 خردادماه را به تصوير مي کشد. | |
تسویه حساب در جشنواره 27
سه شنبه بیست و چهارم دی 1387
فيلم سينمايي «تسويه حساب» ساخته تهمينه ميلاني فرم شركت در جشنواره بيستوهفتم فيلم فجر را پر كرد.
«تهمينه ميلاني» اظهار داشت: فرم شركت در جشنواره را پر كرديم و اميدواريم امسال در جشنواره فيلم فجر به نمايش در بيايد.
«تسويه حساب» به نويسندگي و كارگرداني تهمينه ميلاني، با بازي مهناز افشار،اكبر عبدي.لادن مستوفي، شهره لرستاني؛السا فيروز آذر، رضاعطاران، سياوش تهمورث، غلامحسين لطفي، بهاره افشاري، حامد بهداد، احمد مهرانفر، مهدي فقيه و محمدرضا شريفينيا ساخته شده است.
شریفی نیا و پسرتهرانی
سه شنبه بیست و چهارم دی 1387این مصاحبه رو هم سایت سینما ما از شریفی نیای عزیز کرده اند: ![]() |
باندبازی کار آدمهای قالتاق است!
اول کمی درباره نقش هایتان در « پسر تهرانی » توضیح بدید .
شریفی نیا : من اینجا نقش آقای تهرانی ( پدر امین حیایی ) را بازی می کنم . پدری که بدون حضور همسرش پسرش را به تنهایی بزرگ کرده و به خاطر ادامه یافتن نسلش پسرش را وادار به ازدواج می کند .
حیایی : نقش من هم در « پسر تهرانی » یک پسری است که تازه از امریکا آمده٬ زیاد با فرهنگ اینجا آشنایی ندارد٬ عشق را خیلی دم دستی می شناسد و خیلی زود بیان می کند و نمی داند این طوری ازش سوء استفاده می شود و خلاصه انقدر باهاش بد برخورد میکنند که از عشق زده می شود اما شریفی نیا مصر است که پسر باید ازدواج کند و بحث ها و در گیری های بین پدر و پسر . پدر٬ پسر را تحت فشار می گذارد که اگر ازدواج نکنی چک هایت را اجرا می گذارم و میاندازمت زندان . پسر هم مجبور می شود بگردد تا دختر مورد علاقه اش را پیدا کند. از این جاست که پسر تهرانی توی خیابان ها ٬ کافی شاپ ها ٬ پارتی های شبانه و ... دنبال دختر مورد علاقه اش می گردد و گیر می افتد و هزار تا بلا سرش می آید و این اتفاق نمی افتد تا اینکه با خانمی برخورد می کند که چشمش را می گیرد که نقشش را خانم طناز طباطبایی بازی می کند . این خانم هم دیدگاه فلسفی خودش را نسبت به عشق دارد و عشق را زمینی نمی بیند .
چی شد که برای سومین بار با کاظم راست گفتار همکاری کردید ؟
شریفی نیا : من اینجا غیر از نقش آقای تهرانی ( پدر امین حیایی ) مسئول انتخاب بازیگران هم بودم . « پسر تهرانی » قصه خوبی داشت در مورد تقابل دو نسل ٬ نسل گذشته و نسل امروز که از یک طرف زبان هم را نمی فهمند و از طرفی اختلاف نگاه و جهان بینی بین پسر ها و دختر های نسل امروز . این تقابل در قالب یک موضوع عشقی که قرار است کمدی هم باشد خیلی جذاب بود . این فیلم هم مثل دو کار قبلی آقای راست گفتار که در آنها بازی کردم ( نقاب و عروس خوش قدم ) اگر نگوییم نا متعارف ٬ حداقل ویژه است . نوع نگاه ٬ نگاه ویژه ای است به همین علت مجدادا با راستگفتار کار کردیم .
حیایی : حسنی که آقای راست گفتار دارد و باعث شد بعد از عروس خوش قدم و نقاب این سومین همکاری هم اتفاق بیفتد این است که بازیگر را آزاد می گذارد تا فکر کند و نظر بدهد و در نهایت از بین این نظرات بهترین ها را انتخاب می کند . فقط Level بازی ها را کنترل می کند . راست گفتار کار خودش را خیلی خوب بلد است مخصوصاً ارتباط با بازیگران را. مثلاً همین جا خیلی کمک کرد تا ذهنیت دوست داشتنی که از این کاراکتر ( پسر تهرانی ) داشتم را به نحو احسن پیاده و اجرا کنیم و به کمک هم به یک شخصیت پردازی درست برسیم .
چقدر این امین حیایی خلاق ٬ محدود شده در کار با راست گفتار ؟
حیایی: محدودیت خلاقیت دست کارگردان است و در کار با راست گفتار هرگز چنین محدودیتی وجود نداشته مثلاً در بعضی کار های خاص مثل « دایره زنگی » کارگردان دوست داشت صدا صدای خودم باشد و تغییر صدا ندهم و کار شبیه کار های دیگرم نباشد ٬ در صورتی که من کاراکتر را جور دیگری می دیدم ولی خوب به احترام کارگردان در خواستش را اجرا کردیم که نتیجه هم این شد که به نظر خودم کار من در « دایره زنگی » چشمگیر نیست . البته بعضی ها هم دوست داشتند ٬ خودم هم فیلم را دوست دارم اما نقشم را زیاد نه . شاید کارگردان خواسته بود از مجموعه بازیگرانش بازی متفاوتی از آنچه تا کنون ارائه داده اند بگیرد .
چه قدر این نوع نگاه کارگردان برای شریفی نیا مهم است ؟
شریفی نیا : در سینما باید یک تقسیم بندی از حیث مخاطب به وجود بیاید مثل درس و مدرسه می ماند . کلاس اولی نمی تواند در مورد جبر و مثلثات حرف بزند . کلاس اولی درباره یک به علاوه یک حرف می زند ٬ در باره رادیکال در کلاس نهم و دهم حرف می زنند . توی سینما هم باید این مخاطب شناسی به وجود بیاید که مثلا ً این فیلم مخصوص کودکان است ممکن است همین فیلم برای بزرگتر ها لوس و آزار دهنده باشد اما برای کودک این طور نیست . برای بچه تکرار هم خنده دار است . نگاه و ساختار ویژه ای دارد و یک فیلم غیر واقعی است . یک عده آدم به موقعیتی می رسند و در این موقعیت طمع می کنند و کشته می شوند . یک شیطان هم آن جا هست که در تمام این مقاطع حضور دارد .
شما در نقش های مختلفی که بازی کرده اید به نوعی به سمت تیپ شدن پیش می روید ٬ این تا یک جایی خوب است و مردم دوست دارند اما از یک جایی به بعد باعث تکرار و دافعه مخاطب می شود .
شریفی نیا : منظور از تیپ شدن چیه ؟
وجود عناصر مشترکی که در نقش های مختلف یک بازیگر تکرار می شود .
شریفی نیا : خب چارلی چاپلین هم این طوری بود مردم ازش خسته شدند ؟
نه اما همه چارلی چاپلین نمی شوند و خیلی به تکرار می افتند و مردم خسته می شوند .
شریفی نیا : مثلاً الان از من خسته شده اند ؟
نه
شریفی نیا : پس می شود این وجوه مشترکی که مردم دوست دارند را حفظ کرد و به تکرار هم نیفتاد .
ببینید مثلاً در سکانس مرکز خرید گاندی شما داشتید به نحوی شیطنت آمیز به مادر و دختری که با پسرتان آشنا شده پیشنهاد قهوه و شام میدادید ٬ این تضاد نوع گریم با رفتار های شخصی شما در نقش های شما تکراری شده .
شریفی نیا : خب آدم با هر زنی می خواهد ازدواج کند پیشنهاد کافی شاپ و رستوران می دهد . ضمناً همه ی بازیگر ها توی همه ی فیلم ها این پیشنهاد را می دهند . نگران نباش ! ولی موقعیت مشابه نیست . اینجا آدمی هستم که زن ندارد و بچه اش را خودش بزرگ کرده و سر اینکه می خواهد نسلش ادامه پیدا کند با پسرش تضاد پیدا می کند و تمام این موقعیت ها در مجموع می شود نقش من که نقش خیلی جذابی هم هست . دیالوگ بامزه هم خیلی دارم که چون در موقعیت معنا پیدا می کند الان گفتنش لطفی ندارد .
نظر امین حیایی در باره تکرار یک کاراکتر چیه ؟
حیایی : با وجود اینکه کمدی زیاد بازی می کنم اما موقع انتخاب ٬ فیلمنامه را که می خوانم و نقشم دستم می آید سعی می کنم کاراکتر را طوری بسازم که متفاوت از نقش های قبلی ام شود البته چون سر فیلمبرداری هم به نتایج جدیدی می رسیم و کلا ً فضای هر کار با دیگری متفاوت است ٬ گاهی این اتفاق نمی افتد .
بیشتر این کمدی ها هم کار مشترک با شریفی نیا بوده .
حیایی : محمدرضا شریفی نیا یک پارتنر فئق العاده است و خوب با هم پاس کاری می کنیم . بازی مثل پینگ پونگ است وقتی بازیکن مقابل قدر باشد و بتواند خوب بازی کند آن بازی لذت بخش است اما وقتی که همش بزند توی اوت و ... خسته کننده می شود .
پس شریفی نیا خوب این روال پینگ پونگی را رعایت می کند شاید همینه که باعث موفقیت کار های مشترکتان شده .
حیایی : من و شریفی نیا کار هم را رنگ آمیزی می کنیم یعنی به هم کنسه می دهیم و کمک می کنیم . رفاقت ما قوی تر از رقابت ماست و این باعث موفقیت کار های مشترکمان شده است .
از کی این رفاقت شکل گرفت ؟
حیایی : سر فیلم « مونس » کار زنده یاد حمید درخشانی با هم آشنا شدیم از همان موقع در هم حل شدیم چون راحتی ٬ رفاقت و یکرنگی را توی کارش و شخصیت خودش دیدم . ما Gang نیستیم ٬ Gang مال آدمهای قالتاق است . ما باند خوبی هستیم که فقط رفاقت توی کارمان است .
الان که حیایی چند سالی است که تبدیل به یک ستاره شده است برای آینده و گریز از تکرار چه فکری کرده ؟
حیایی : با اینکه ستاره ماندن تکرار وجوه خاصی از بازیگر را می طلبد که مردم دوست دارند ٬ اما من سعی می کنم در همان وجوه تکراری هم خلاقیت هایی را به نمایش بگذارم و از این طریق بالانس را حفظ کنم که نه به تکرار بیفتم و نه از چشم مردم . بعضی جا ها هم شاید مخاطب فکر کند خودمم ولی خودم نیستم . مثلاً در « زنها فرشته اند » نقشی که بازی کردم تعادل ندارد . هر زنی را میبیند خوشش می آید و دلش مثل گاراژ است . در صورتی که این هیچ ربطی به درونیات من ندارد . هر کس که من را می شناسد می داند که متاهل هستم و اصلاً دنبال این برنامه ها نیستم . الان متعهدم اول به خدا ٬ بعد به خودم و بعد به همسرم . ممکن است تیپ ظاهری این کاراکتر شبیه خودم بوده باشد اما روحیاتش هیچ ربطی به من نداشت و من فقط آن را ساختم و سعی کردم طبیعی بازی اش کنم . یک جایی هم مثل « عروس خوش قدم » وقتی می بینم کار فانتزی است و جا دارد من هم سعی می کنم تا حد ممکن فانتزی بازی کنم .
از کجا این حد و حدود نقش در ذهنات شکل میگیرد؟
حیایی : من چون خودم فیلم بین هستم موقع بازی هم همیشه یکبار کارم را از زاویه دید تماشاچی میبینم و ری اکشن تماشا چی را تصور می کنم و بعد آن صحنه را اجرا می کنم .
خواندن فکر تماشاچی ایرانی کار سختی نیست ؟
حیایی : نه ٬ خواندن فکر تماشاچی ایرانی کار سختی نیست فقط قلق دارد . مردم ما به موقعیت بیشتر می خندند تا ادا و اطوار و فکر می کنم ادا اطوار مال یک کارهای خاصی است مثل ساعت خوش که آیتم های کوتاه کوتاه بود ٬ نه توی سینما که تماشا چی می خواهد دو ساعت روی صندلی بشیند . پسند تماشاچی سینما هم الان این است که یک موقعیت رئال وجود داشته باشد بعد در دل آن موقعیت طنز هم به وجود بیاید و مخاطب را بخنداند ٬ این جوری مردم می خندند . بعد ما توی جامعه می گردیم و مردم را می بینیم ٬ بین خودمان هم گاهی سوژه های طنز به وجود می آید که همان را استفاده می کنیم .
از هسته انگور تا تاکستان!
سه شنبه بیست و چهارم دی 1387محمدرضا شريفينيا با تشبيه احمدينژاد به "سركه" از آزيتا حاجيان به شراب حلال و هديه تهراني به عنوان شراب حرام ياد كرد و درباره محمدرضا گلزار هم از عبارت كفشدوزك درخت مو استفاده كرد!

محمد
رضا شريفينيا در گفتگويي با نشريه "رضا رشيدپور" با اشاره به رابطه كاري
خود با محمدرضا گلزار از خاطره همكاري او در فيلم "ميهمان مامان" داريوش
مهرجويي گفت. او گفته است: از طريق گروه آريان با گلزار آشنا شدم. عقيده
داشتم كه گلزار بايد با يك كار ديگر به جز فيلم آقاي قادري وارد سينما
ميشد او بايد چند وقتي در تئاتر كار ميكرد و بعد وارد سينما ميشد.
به
نوشته «رويش»،شريفينيا ادامه داده است: رضا به من گفت دوست دارد در يك
كار خاص بازي كند من هم در اولين كاري كه پيش آمد او را براي نقش معتاد
فيلم ميهمان مامان انتخاب كردم. ابتدا مهرجويي از كارش راضي نبود اما من
به او گفتم كه گلزار را براي كار آماده ميكنم. او براي نقش يك ريش 15
سانتيمتري گذاشت و تستگريم هم شد. در همين زمان آقاي فرحبخش ميخواست
كما را بسازد و در نظر داشت از گلزار استفاده كند.
وي ادامه
ميدهد: ما قبل از شروع ميهمان مامان با آقاي مهرجويي سفري به فرانسه
داشتيم. در آنجا يكي از دوستان تماس گرفت و گفت گلزار ريشش را زده است. من
به آقاي فرحبخش زنگ زدم و او گفت كه ما حرفي نزديم خود گلزار ريشش را زده
است. من همان موقع با پارسا پيروزفر تماس گرفتم و گفتم ريش بگذارد براي
بازي در نقش معتاد. از پاريس كه برگشتيم گلزار به من زنگ زد و گلايه كرد.
به او گفتم طبق قراري كه داشتيم عمل نكردي و و تمرد كردي. گفت تا شروع كار
شما من اينطرف كارم تمام ميشود و ريش ميگذارم. گفتم ما هفته ديگر كار را
شروع ميكنيم. من هم اين كار را نميكنم تا بداني وقتي قراري ميگذاريم
بايد سر آن بماني.
به گزارش «فردا»، شريفي نيا در پايان اين گفتگو با رضا رشيد پور در مقابل برخي اسامي نظرات خود را اينگونه اعلام كرده است:
بهرام رادان؟
انگور ياقوتي.
قاليباف؟
انگور شاهاني.
ابراهيم حاتميكيا؟
درخت انگور.
تهمينه ميلاني؟
دلمه برگ مو.
محمدرضا گلزار؟
كفشدوزك درخت مو.
داريوش مهرجويي؟
باغ انگور.
سيد محمد خاتمي؟
تاكستان.
مسعود دهنمكي؟
هستهانگور.
ميشود توضيح بدهيد؟
شما ميتوانيد خود انگور را بخوريد و به هستهاش اعتنا نكنيد، يا اين كه آن هسته را بكاريد و يك تاكستان ازش بسازيد.
محمود احمدي نژاد؟
سركه.
يعني چه؟
من
شنيدم كه يك خبرنگار خارجي از آقاي احمدي نژاد سوال كرده كه چهره شما زيبا
نيست و به درد رياست جمهوري نميخورد، ايشان هم پاسخ داده كه اگر به درد
رياستجمهوري نميخورد به درد نوكري مردم كه ميخورد. اين جمله مرا تكان
داد و اگر قبل از انتخابات شنيده بودم حتما به ايشان راي ميدادم.
آزيتا حاجيان؟
شراب حلال.
هديه تهراني؟
شراب حرام.
خب بهتر است تا قضيه بيخ پيدا نكرده مصاحبه را تمام كنيم.
من هم موافقم.
بیوگرافی
سه شنبه بیست و چهارم دی 1387
بیوگرافی محمدرضا شریفی نیا:
نام اصلی: محمدرضا
نام خانوادگی اصلی: شریفی نیا
سمت (در بخش های): بازیگران،تهیه و تولید،عکس،کارگردانی
تاریخ تولد: 1334
محل تولد: تهران
ملیت: ایران
......................................
روابط خانوادگی با دیگر هنرمندان
>> آزیتا حاجیان (همسر)
>> ملیکا شریفی نیا (دختر)
>> مهراوه شریفی نیا (دختر)

عکس محمدرضا شریفی نیا و دخترش مهراوه شریفی نیا


آزیتا حاجیان همسر محمدرضا شریفی نیا
محمدرضا
شریفی نیا برای اولین بار با بازی در نقش بسیار کوتاهی در فیلم « اوینار »
(شهرام اسدی) بازی در سینما را تجربه کرد. اما شاید با حضور در نقش استاد
دانشگاه در فیلم « پری » (داریوش مهرجویی، 1373) بیشتر دیده شد. اما قبل
از آن و در سالهای 1370 تا 1372 مشغول بازی در نقش ولید در مجموعه
تلویزیونی « امام علی (ع) » (داود میرباقری) بود که با پخش این مجموعه در
سال 1375 مطرح و شناخته شد.
پس از « پری »، « آدم برفی » (داود میرباقری، 1373) را بازی کرد که این فیلم به مدت سه سال توقیف شد.
محمدرضا
شریفی نیا علاوه بر بازی در فیلمهای سینمایی و مجموعه های تلویزیونی
سمتهای دستیار کارگردان، برنامه ریز، عکاس را هم برعهده داشت. او علاوه بر
اینها بهترین انتخاب برای گزینش بازیگر برای فیلمهای سینمایی است. در
بسیاری از فیلمها انتخاب بازیگران بر عهده او بوده است.
محمدرضا شریفی
نیا بهترین بازی عمرش را در فیلم « دنیا » (منوچهر مصیری، 1381) ارائه
داد. یک بازی قدرتمندانه از کسی که توانایی های بالقوه ای در ارائه نقش
دارد.
در سال 1386 تا اواسط مرداد، 6 فیلم با بازی او روی پرده
سینماهای تهران رفت و او را پرکارترین بازیگر نیم سال معرفی کرد: نقاب،
پارک وی، محاکمه، اخراجی ها، مهمان، نصف مال من نصف مال تو
......................................................
مجموعه آثار:
- اوینار (شهرام اسدی، 1370)
- هنرپیشه (محسن مخملباف، 1371)
- آدم برفی (داود میر باقری، 1373)
- پری (داریوش مهرجویی، 1373)
- برج مینو (ابراهیم حاتمی کیا، 1374)
- ابر و آفتاب (محمود کلاری، 1375)
- لیلا (علی حاتمی، 1375)
- سینما سینماست (سید ضیاء دری، 1375)
- جهان پهلوان تختی (بهروز افخمی، 1376)
- بازیگر (محمد علی شجادی، 1377)
- شیدا (کمال تبریزی، 1377)
- عشق کافی نیست (مهدی صباقزاده، 1377)
- بلوغ (مسعود جعفری جوزانی، 78/1377)
- دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی، 1377)
- میکس (داریوش مهرجویی، 1378)
- مونس (حمید رخشانی، 1378)
- دختری بنام تندر (حمید رضا آشتیانی پور، 1379)
- مسافر ری (داود میر باقری، 1379)
- مربای شیرین (مرضیه برومند، 1379)
- عروس خوش قدم (کاظم راست گفتار، 1381)
- دنیا (منوچهر مصیبی، 1381)
- واکنش پنجم (تهمینه میلانی، 1381)
- 13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382)
- مکس (سامان مقدم، 1382)
- سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)
- ازدواج به سبک ایرانی (حسن فتحی، 1383)
- نقاب (کاظم راست گفتار، 1383)
- گیس بریده (جمشید حیدری، 1384)
- مهمان (سعید اسدی، 1385)
- در شهر خبری نیست، هست (رضا خطیبی، 1385)
- پارک وی (فریدون جیرانی، 1385)
- اخراجی ها (مسعود ده نمکی، 1385)
- محاکمه (ایرج قادری، 1385)
- نصف مال من، نصف مال تو (وحید نیکخواه آزاد، 1385)
مجموعه های تلویزیونی:
- امام علی (ع) (مجموعه، داود میرباقری، 1370)
- همسایه ها (مجموعه، محمدحسین لطیفی، 1380)
- سفر سبز (مجموعه، محمدحسین لطیفی، 1380)













